خرید بک لینک

پدر آمد دل شب گوشه ویرانه به خوابم
ریخت از دیده بسی بر ورق چهره گلابم
گفت: رویت ز. چه نیلی شده زهرای سه ساله
مگر از باغ فدک بوده به دست تو قباله

سه ساله دخترت افتاده از نفس، بابا!
دگر مرا ببر از كنج این قفس، بابا!
به جز تو كآمدهای، امشبی به دیدارم
نزد سری به یتیم تو، هیچ كس، بابا!

برچسب: نویسنده: هلیا رضوانی تاريخ: جمعه 26 بهمن 1397 ساعت: 19:10

صفحه بندی